آهای #@!&ها! من هنوز زندهام (۲)
سلام. بعد از شبهای خونین ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۵ و بعدش جنگ، واقعاً نمیدونم بگم «خوشبختانه» یا «شوربختانه» زندهام. ولی هرچی که هست هنوز زندهایم. این یکی مورد چیزی هست که واقعاً بابتش متأسفم؛ ارتباطاتی که با شما عزیزان در این وبلاگ و وبلاگهای خودتون داشتم، همهاش به خواب عمیق فرو رفته. دوستان عزیز نادیدهای که با هم ارتباط داشتیم و اینجا کامنت میذاشتید، خوشحال میشم از خودتون خبری بدید. ♥️ البته از آخرین باری که اینجا پست گذاشتم، یه جنگ دیگه هم داشتیم،…
Continue reading